أبي المعالي القونوي ( مترجم : خواجوى )

73

مرآة العارفين ومظهر الكاملين في ملتمس زبدة العابدين ( فارسى )

اوليا - از درياى تجلى دوم است كه حقيقت هر يك از آن‌ها مشتمل بر حقايق همه است ، ولى با اثرى پنهان از حكم امتياز و اختصاص آن ، پس تجلى دوم از حيث اين اثر « رب » اوست . از كاملان هركس كه از جهت حيطه و ذوق نزديك باشد ، منبع وجود مضاف به او ، از چشمه و معدن اين اصول است - ولى از حيث احكام كثرت آن - با اثرى پنهان از حكم حيطه - برعكس اول - لذا اين اسم « رب » او مىباشد : و اما كسى كه پايين‌تر از اين طبقه است آبشخور وجودش از درياهاى اين اصول و يا رودها و يا جوىها و يا آب‌راهه‌ها و يا آب‌گيرها و يا خمچه‌ها و يا كوزه‌ها و يا قطره‌هاى بىپايان مىباشد ، لذا تعينشان در آغاز و بازگشتشان در انجام ، به حسب استعداد است . ولى پيغمبر ما - صلى الله عليه و آله - داراى آبشخورى اعلا مىباشد كه عبارت از تجلى اول است و آن نور اوست . در اول و « رب » اوست در ثانى ، و آن اصل تمام اسما و تعينات علمى و وجودى و منتهاى آن‌هاست ، چنان‌كه فرمايد : أَنَّ إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى : يعنى : منتهى به سوى رب تو است ( 42 - نجم ) و قُلْ : لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي . . . الآيه ، يعنى : بگو اگر دريا مركب كلمات آفرينش رب من باشد پيش از آن‌كه كلمات ( آفرينش ) رب من تمامى پذيرد ، دريا تمام شود - اگرچه همانند آن را به كمك آوريم - ( 109 - كهف ) براى اين‌كه « رب » او تجلى اولى است كه به نام « هو » و باطن اسم « الله » و منتهاى تمام تعينات است و تمام كارها به سوى او بازمىگردد . كلمات او اسماى ذاتى است كه به نام مفاتيح غيب ناميده مىشود و آن‌ها اصول اسماى هفتگانه ائمه ، و حقيقت دريايى است كه هرچه غير آن است فناپذير مىباشد ، و باطن آن تجلى دوم است كه از آن درياهاى هفتگانه پديد مىآيد و از آن‌ها رودها و جوىهاى بىپايان به وجود مىآيد ، اين‌ها كلمات اسماى ذاتىاند كه تعينات ، فرود آمده آن‌ها مىباشند . ( 24 ) . محمد بن فنارى در شرح مفتاح الغيب قونوى كه به نام مصباح الانس ناميده گويد : تجلى اول ، مرتبه احديت جمع وجود است و تعينش ، تعين اول و قابل اول و مقام « او ادنى » كنايه از آن است ، تعين دوم متضمن تميّز و جداشدن حقايق و مراتبى است كه در